تقدیم به چشمان معصوم کودک روستا - بسیج دانشجویی شهید شاهچراغی

تقدیم به چشمان معصوم کودک روستا

اردوی جهادی

از زمانی که به دنیای تو عادت کردم                
 به تو اندازه خورشید حسادت کردم

هر کجا رفتم و هر گاه درختی دیدم              

  از تو و سادگی و عشق روایت کردم

یاس و نرگس همه از چشم تو پیدا میشد       

 زین جهت بود که ابراز ارادت کردم

تو که لبخند زدی از ته دل فهمیدم                 

 شرط مکتوب خدا را رعایت کردم

رنج ومحرومیت بازی الفاظ بد است               

 به خدا در دلم احساس خجالت کردم

عطش و داغی صحرای دهت باعث شد         

 من بیدل هوس فیض شهادت کردم

حین خدمت به نو و اهل دهت در خوابی       

  کربلا از همان دشت زیارت کردم

هدفم غیر…وبه جرات گویم                         

 گل ایام خدا را من عبادت کردم 

همچنین ببینید

اولین همایش جهادگران انقلابی ویژه اردوهای جهادی تابستان۹۷ برگزار گردید+تصاویر

به گزارش روابط عمومی بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور شیراز؛به همت کانون جهادی این تشکل،اولین ...

2 دیدگاه

  1. سلام و خدا قوت

    شعر خوب و پر معناییست.

    نیاز به تصحیح هم دارد(تو) ..

    موفق باشید

     

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*